ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

233

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سنه دويست و سى و هشت بيان وقايع بغادر تفليس پيش از اين لشكر كشيدن بغا و محاصره تفليس را نوشته بوديم . چون بغا شهر تفليس را قصد كرد زيرك ترك را پيشاپيش فرستاد و او با عده خويش از زود « كر » گذشت و آن يك رود عظيم است كه شهر تفليس در كنار آن ساخته شده . در جانب شرقى آن رود بزرگ هم « سغدبيل » است . زيرك از رود گذشت در ميدان تفليس لشكر زد . بغا نيز ابو العباس وارثى نصرانى را بارمنستان فرستاده بود كه در آن سامان با عرب و عجم ( ارمنى - هر كه غير عرب است عجم خوانده مىشود ) جنگ كند ( عربى كه در آنجا بعد از تسلط اقامت گزيده و با ارمنى ها مختلط شده و بعضى از امراء عرب دختران امراء ارمن را بزنى گرفته بودند چنان كه اشاره شد ) . ابو العباس بعد از ارمنستان ( بفرمان بغا ) تفليس را از ناحيه ديگر كه مرقص باشد قصد نمود . ( در طبرى بجاى مرقص « باب الربض » آمده ) . چون هر دو لشكر بتفليس رسيدند اسحاق بن اسماعيل مولاى بنى اميه با عدهء خود از شهر خارج و در ميدان بجنگ زيرك مبادرت كرد . بغا هم خود بر يك تل بلند ايستاد تا ناظر اعمال زيرك و ابو العباس باشد . بغا نفط پادشاه را فرمان داد كه بر شهر نفط بپاشند و آتش بزنند . ( يكى از اسباب شهرگشائى نفط و نفط انداز يا نفط پاش بوده كه عدهء از سپاهيان به اين كار ماهر بودند و با آتش‌سوزى غلبه مىكردند ) شهر از چوب صنوبر ساخته شده و حريق در آن بسيار آسان بود . چون آتش